نوروزتان پیروز!

سپیدارن خاک آلود
- بی خم کردن اندام -
پا در جوی می شویند،
و خورشید هوسران از میان شاخساران
ساق مرمر فامشان را گرم می بوسد،
و انبوه عظیم ریشه ها
- از حسرت سوزان خود -
در خاک می پوسد،
و باد از باغ ها می آورد بوی بهاران را.
هلا ای باد آرام سحر گاهی !
کنون وقت است تا از برگ های حسرت دیرین بپیرایی
چمنزار فراخ و دلگشای یاران را.
کنون هنگام آن است ای ترنج قرمز خورشید !
که عکس خویش در آیینه های آب بنمایی
و برق زندگی بخشی نگاه چشمه ساران را.
"نادر نادر پور" |