خانه تماس با من
اسفند 1388
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
موضوعات

۹۵ فیلم ۲۰۰۹ ۹۵ فیلم ۲۰۰۹
بزرگترین آرشیو فیلم های ۲۰۰۹
اکشن,جنگی,ترسناک و ...
هر فیلم 140 تومان
مجموعه ۹۵ فیلم ۲۰۰۹ با کیفیت بالا
به همراه زیر نویس فارسی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 27 مرداد ماه سال 1385
عشق، حاکمان و محکومان

از خیلی وقت ها پیش هیچگاه فرصتی پیش نیامده بود که عصر جمعه ها به تماشای فیلم های شبکه اول بنشینم تا اینکه این هفته در حالی که به شدت احساس تنهایی و دلتنگی آزارم می داد به تماشای تلوزیون نشستم ،فیلم این هفته البته فیلمی قدیمی بود که قبلا قسمتهایی از آن را دیده بودم،فیلمی با کارگردانی علی حاتمی و بازی بسیار زیبای علی نصیریان و جمشید مشایخی و محمد علی کشاورز ،یکی از صحنه های این فیلم که با گذشت سالها ،طراوت و تازگی خود را حفظ کرده بود، صحنه خداحافظی ابوالفتح (علی نصیریان)با همسرش است که به راستی در منتهای هنرمندی برگزار شده بود و این نوید را میدهد که بیداد  ظالمان به هر کجای گام نهند به اندرون آدمیان راه نخواهد برد، همانگونه که عارفان ما در داستان خلقت آدمی گفته اند که ابلیس به کید و مکر  خود به هر کجای آدم راه یافت الا به فلب آدمی که کیدش بی ثمر ماند. بگذریم،نمیخواهم به تحلیل فیلم بپردازم ، آنچه که در خلال فیلم توجه ام را جلب می کرد دیالوگهای زیبا و پر معنای بازیگران بود ،در حین این دیالوگها به عینه تکرار تاریخ را می دیدم-هیچ قصد ندارم به سان فیلسوفانی که با توسل به احکام ابطال ناپذیر ما بعد الطبیعی به گمان خود تاریخ و مکانیسم حرکت آنرا به سان دیو در شیشه می کنند و به سان رمالان با نگاه به این دیو در شیشه، آتیه تاریخ بشری را در مشت خود می پندارند ،فلسفه بافی کنم و فلسفه تاریخی در افکنم-تنها سخنم از تکرار برخی حوادث -اغلب ناگوار- در دامان مادر تاریخ است هر چند که این حوادث جامه نو کنند و رخ به سرخاب و سفیداب دگر گونه دارند.به گمان من یکی از جریاناتی که هماره در تاریخ سیاه ملوکیت در این آب و خاک بر سر رونق بوده و هست، تملق و چاپلوسی حاکمان به بهای جان محکومان بوده که هنوز که هنوز است رونق خور را حفظ بلکه صد چندان نموده،البته که این متملقان و کاسه لیسان حضرت سلطان روزی جامه شعبان بی مخ به تن دارند و روزی جامه مداح اهل بیت و روزی خلعت وزارت و روزی دیگر ابا و عمامه صدارت.

نمی خواستم سخن را به درازا بکشم .......


شنبه 21 مرداد ماه سال 1385
تاملی در مفهوم وحدت یا نفرت !(یا به عبارت دیگر همان تقیه)

دوستان گرامی !خودتان قضاوت کنید!

منبع:وب نوشت (محمد علی ابطحی)

نظرسنجی از شخصیت های حوزه در سال ۸۰

 

در مرداد ۱۳۸۰ و بعد از انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری گزارشی از نظرات بعضی شخصیت های حوزه به آقای خاتمی دادیم. بعضی نظرات خیلی منفی بود:

فرزند آیت الله ... به دغدغه های مراجع نسبت به آقای خاتمی اشاره کرده و گفته است: "دغدغه ی مراجع نسبت به ایشان مخصوصا اطرافیان بسیار جدی است. به نحوی که پیشنهاد می شود ایشان به قم نیاید والا مراجع با ایشان ملاقات نخواهند کرد.

این آیت الله زاده، سه مطلب را به آقای خاتمی تذکر داده است:

۱. از باب این که مردم نسبت به ولایت معصومین حساسیت دارند چنانچه در ذهن ایشان مطلبی هست مصلحت نیست ابراز کند.

۲. در انتخاب وزرا از زنان و سنی مذهب ها استفاده ننماید.

۳. در ملاقاتی که اخیرا بین پدرم و ... انجام شد، این طور مطرح شد که ایشان دیگر از آقای خاتمی حمایت نمی کنند.

آقای ... از مدرسان درس خارج گفته است: "ای کاش بخشی از حساسیتی که آقای خاتمی برای دفاع از حقوق مشرکان و کفار دارد، نسبت به روحانیت می داشت." او گفته است: "به نظر من نزد آقای خاتمی ارزش روحانیت از یهود و نصارا کم تر است. چون ایشان در این چند سال بعد از انتخابات با وجود این همه تهاجماتی که نسبت به روحانیت انجام شد هیچ گونه دفاعی از روحانیت نکرده است."

آقای ...، مدرس حوزه و عضو شورای استفتای ... هم ارزیابی جالبی از انتخابات ارائه داده است. به نظر ایشان رأی عمده ی آقای خاتمی را سه گروه تشکیل می دهد:

۱. سنی مذهب ها که از بعضی از بلاد ۹۹% آنان در انتخابات شرکت کرده و به ایشان رأی داده اند.

۲. زنان

۳. رأی اولی ها.

ایشان گفته است که این مطلب دلیل این است که افراد متدین از ایشان حمایت نمی کنند مگر درصد کوچکی از آنان.

ایشان در صحبت هایش گفته است: "بدعت جشن و پایکوبی که به وسیله ی جبهه مشارکت برگزار شد ضربه ی شدیدی به آقای خاتمی وارد نمود. بدین معنی که آنان ارزش های معنوی اسلام را قبول ندارند."

 


یکشنبه 8 مرداد ماه سال 1385
روشنفکری ،بی گناهی و  ترور

امروز از تلوزیون تصاویر حمله اسرائیل را به لبنان می دیدم .صحنه از زیر آوار درآوردن اجساد کودکانی که  نمی دانند به کدامین گناه بایستی این همه قساوت را تحمل کنند، شاید آنها ندانند که گناهشان چیست اما من می دانم، بله من می دانم ،گناه آنان این است که مسلمانند ،گناه أنان مظلومیت است، گناه انان بی گناهی است و در یک عبارت گناه آنان تروریست بودن است ،تروریستند چون مسلمانند ،تروریستند چون انسانند ،تروریستند چون آمریکا می گوید، تروریستند چون سازمان ملل می گوید ....اما اکنون لب فرو بستن حرام است بلکه ننگ است، کجایند آن روشنفکرانی که دم از حقوق بشر می زنند آنانکه دلباخته حقوق بشرند  پس چرا "صم بکم عمی".... افلا تبصرون...؟! گمان نمی کنم که جان بشر به آن اندازه ای بی ارزش شده باشد که  این سکوت را توجیه  کند آیا  کودکان لبنانی و فلسطینی از "عشق شیشه ای"هم بی ارزش ترند که سزاوار هیچگونه دفاعی نباشند، ننگتان باد، مسلمانیتان پیشکش ،انسانیت تان کو؟شرمتان باد پس آن همه ادعایتان کجا رفت اما من نگران شما نیستم نگران ملتی هستم که شما را روشنفکر می خوانند . امتی که سراپایش را رخوت و سستی فرا گرفته است که حتی توان داد زدن را هم ندارد تا چه به رسد به دفاع از حق و مقابله با ظالم...


تعداد بازدیدکنندگان : 74840


Powered by BlogSky.com



نوشته های پیشین